دوشنبه 28 آذر1384
تو را دوست دارم

تو را دوست دارم
نگاهت را ، کلامت را و آغوش مهربانت را
تو را دوست دارم به اندازه تمام رنگهاي زيباي دنيا
نه کم است
به اندازه تمام زيباييهاي دنيا
نه باز هم کم است تو را به اندازه تمام دنيا دوست دارم
من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم
در هر نفسم عطرت را حس کردم و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را زندگي کردم
ديگر در پس کوچه های خاطراتت جستويم نکن ، مرا نخواهي يافت
که من در تو محو شدم
و چه درآميختن زيبايی!!!
دوشنبه 28 آذر1384
وقتی دلم تنگ میشه

آره
واي كه من چقدر اين نگاهت رو دوستت دارم
بودنت ، نگاهت، گرماي دستات، حرفهاي دلنشيت، همه و همه رنگي زيبا و ماندگار به اين روزها كشيده
دوشنبه 28 آذر1384
منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اونی که فقط دلم می خواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
منو ببخش اگه بهت خیلی می گم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اونی که فقط دلم می خواد منو ببخش

دوشنبه 28 آذر1384
سيزده خط براي زندگي
1- دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا کردم.
2- هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد، وکسی که چنین ارزشی دارد هیچگاه تو را به گریه نمی اندازد.
3- اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
4- دوست واقعی تو کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
5- بدترین شکل دلتنگی برای کسی است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نمی رسی.
6- هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
7- تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای یک نفر تمام دنیا.
8- هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
9- شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.
10- به چیزی که گذشت غم نخور، به چیزی که پس از آن می آید لبخند بزن.
11- همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی.
12- خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را بشناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.
13- زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش نمی رود.
دوشنبه 28 آذر1384
لحظه هاي زندگي
تو زندگي لحظه هايي هست که احساس مي کني دلت واسه يکي تنگ شده اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني
وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده
دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند
دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره
دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه
چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه
اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه
خوابي رو ببين که آرزوشو داري
اونجايي برو که دلت مي خواد بري
اوني باش که دلت مي خواد باشي
چون تو فقط يه بار زندگي مي کني
و فقط يه فرصت واسه انجام تمام کارهايي که دلت مي خواد انجام بدي داري
بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه
اونقدر تجربه که قويت کنه
اونقدر غم که انسان نگهت داره
و اونقدر اميد که شادت کنه
وقتي به دنيا اومدي، گريه مي کردي و هر کسي که اطرافت بود مي خنديد
يه جوري زندگي کن که آخرش تو کسي باشي که ميخندي و هر کسي که اطرافته گريه کنه
دوشنبه 28 آذر1384
عطر نگاه
صادقانه به لحظه ها دل بستم تا روزي طعم شیرین با تو بودن را احساس كنم
به عقربه ها التماس كردم تا تندتر بر روي صفحه ساعت بچرخند
بلكه روز موعود زودتر فرا رسد و من سرشار از عطر نگاه تو شوم.
دوشنبه 28 آذر1384
بی تو

بی تو دلم هميشه تنگ است ، بی تودنيا برايم سوت و كوراست
بی تو شبم بی مهتاب است ، بی تو ستاره آسمان تاريك دلم خاموش است
بی تو زندگی بی مفهوم است ،بی تو عشق و عاشقی در دلم دوراست
بی تو هوای دلم هميشه ابری است ، آسمان چشمانم هميشه بارانی است
بی تو زندگی برايم عذاب است، گلهای باغ دلم همه خشك و بی جان است
بی تو دريای دلم كويری تشنه و خشك است ، آسمان آبی قلبم تيره و تاراست
بی تو عشق از خانه دلم فراری است و طاغچه خانه دل هميشه خالی است
بی تو آرزويی ندارم در دلم ، و تنها آرزويم از خدای خويش بودنت در كنارم است
بی تو غروب ها برايم جهنم واقعی است ، و سحرگاه طلوع خورشيد دلم خيالی است
بی تو مجنونم ، بی تو موجودی پوچم ، بی تو جاده زندگی ام بن بست است
و پرنده های آشيانه قلبم همه بی آوازهستند بی تو وجودم در اين دنيا بی ارزش است
و نامم در كتاب زندگی خط خورده وفراموش شده است
بی تو ديگر مجالی برای زندگی دوباره نيست
بی تو آرزوی قلبم مرگ است.
چهارشنبه 23 آذر1384
باران

باران
چرا با عشق همزادم موافق نیستی باران ؟
به من با خنده می گویی که عاشق نیستی باران
تمام این دقایق را به رویای تو سر کردم
ولی صد آه و افسوس این دقایق، نیستی باران
هزاران وعده ام دادی که همراه دلم باشی
ولی تو خوب می دانی که صادق نیستی باران !!
دلم خشکید و پژمردم از این ابر سترون آه
چه شد حتی به یاد این شقایق نیستی باران ؟
بگو آری، بگو آری،جوابت را بگو دیگر
قبولم کن نگو : دیگر تو لایق نیستی باران!
خودم را عاشقانه تر به پای تو فدا کردم
و با این حال می گویی که عاشق نیستی باران !!
جمعه 11 آذر1384
جمعه 11 آذر1384
ای مهربان
جمعه 11 آذر1384
جمعه 11 آذر1384
با هم بودن
جمعه 11 آذر1384
کاشکی...
جمعه 11 آذر1384
دلم تنگ است
جمعه 11 آذر1384
شاخه گل
با هزار و یک ترفند
شاخه گلی مصنوعی را در میان گلهای شاداب گلدانت پنهان کردم و بر دفتر خاطراتت نوشتم
یکشنبه 6 آذر1384

زيباي من چشم هايت را باز کن، ببين که اين روزها چقدر دلتنگ توام. ببين که بدون تو ديگر
اشک هايم هم مال من نيستند. ديگر حتی نمی توانم توی چشم هايت نگاه کنم... من ديگر پر
از غروبم، پر از لحظه هايی که رفت، پر از لحظه هايی که می رود. چشم هايم از سردی
نگاهت يخ زده اند!
روز ها يک جايی گوشه ی اتاقم پيدا می کنم، می نشينم و عکست را سير نگاه می کنم. آخر
ميدانی توی عکس ها هنوز چشم هايت گرمند...
شب ها هم آنقدر به اين آسمان سياه نگاه می کنم بلکه ستاره ای بيايد و برق تگاهت را برايم
تداعی کند. دلم می خواهد خشکت کنم و بگذارمت همين جا کنار اين گل های توی اتاق، بلکه
تا ابد همين جا بمانی و تا هر وقت که دلم خواست به تو خيره شوم...
شب ها کابوس می بينم. ياد خنده های شيرين و کودکانه ات که می افتم دلم دوباره کمی آرام
می گيرد. با خودم می گويم اين کابوس ها همه اش دروغ است. شايد هم من نمی خواهم باور
کنم!
اصلا توی بيداری دست هايت را می گيرم. حالا هم گرفته ام. غصه نخور، من هميشه هستم.
خودم هم که نباشم قلبم هميشه هست. منکه ديگر نمی خواهمش، باشد مال خودت...
فقط يادت نرود از هيچ چيز نترس. محکم تر از هميشه بايست. دست ها و قلبم مثل سايه همه
جا دنبالت می آيد.
اشک هايم را ببخش، به خودم قول داده ام اين را که وقتي ديدمت اينبار توی چشم هايت نگاه
کنم و بگويم:
گل قشنگم، من به اندازه ی تمام ستاره های آسمان دوستت دارم...
یکشنبه 6 آذر1384
میمیرم برات
ميميرم برات نمي دونستي ميميرم بي تو بدون چشات
رفتي از برم تو ميدونستي که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نميدونستي که من ميميرم برات
نمي خوام بياي نمي خوام ميون تاريکي من تو حروم بشي
نمي خوام ازت نمي خوام مثل يه شمع بسوزي برام تا تموم بشي
برو تا بزرگي مي خوام که فقط آرزوم بشي
ميميرم برات نمي دونستي ميميرم بي تو بدون چشات
رفتي از برم تو نميدونستي که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نميدونستي که من ميميرم برات ميميرم برات
عاشقم هنوز نمي خواستي که بموني و بسوزي به ساز دلم
گفتي من ميرم تو مي خواستي بري تا فرداهات آره خوشگلم
برو راهي نيست تا فرداها به خاک و گلم به خاک و گلم
سفرت بخير اگه ميري از اين جا تک و تنها تا يه شهر دور
برو که رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور به يه دنيا نور
سفرت بخير برو گر شکستي ز من ميتوني دوباره بساز
از دلي شکسته نا اميد و خسته تو باز برو تو بازم برو
نمي خوام بياي نمي خوام ميون تاريکي من تو حروم بشي
نمي خوام ازت نمي خوام مثل يه شمع بسوزي برام تا تموم بشي
برو تا بزرگي مي خوام که فقط آرزوم بشي آرزوم بشي
ميميرم برات نميدونستي ميميرم بي تو بدون چشات
رفتي از برم تو ميدونستي که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نميدونستي که من ميميرم برات ميميرم برات
یکشنبه 6 آذر1384
ای کاش
ای کاش می شد سکوت غریبانه نیلوفرهای اسیر مرداب را معنا کرد!
ای کاش می شد صحبت های گل با پروانه را فهمید.
ای کاش می شد بیشتر مهربان بود و عاشقانه دیگران را دوست داشت.
ای کاش می شد طبیعت را درک کرد و به راز گل سرخ پی برد و دنیا را از
دریچه ی دیگری تفسیر کرد ،
ای کاش می شد دل را با محبت و آرامش را با قلب پیوند زد ،
...
شنبه 5 آذر1384
بعد برو
sabr kon eshgh zamin gir shavad bad boro !! yek del az didane to sir shavad bad boro !! to agar kooch koni ! boghze galooyam mishekanad !!! bash ta ghosse be zanjir shaved! bad boro !!! khab didi shabi az rah savarat amad ! bash ta khabe to tabir shavad ! bad boro

