تبليغاتX
برای او که دوستش دارم

چهارشنبه 26 مهر1385

محبوبه


عشق بازی با مرده ها :

doost daram rooberoom beshini
cheshmat cheshmamo hadaf begire
dastato begiramo
dar aghosham beshini
ooohhhh khodaya!
badaz ooon bayad ghosle meat begiram
chon to kheili vaghte mordi

فریب :

kasi telefon ra bar nemidarad
mobail ham khamosh ast
va to ke mihrasi,delat mishorad
"nakone etefaghi oftade bashe?"
va oo poshte khat
mikhandad
be sadegiye mano too
be sadegiye ma

یک شهر:

hameye shahrhaye donya dar naghsheye joghrafia
be nazaram noghtehaye khialiand
magar yek shahr
shahri ke dar an asheghat shodam
shahri ke badaz tooo vatanam shod

نکته :

aslan mohem nist ke begooyi:
doostat daram
mohem in ast ke bedanam
chegoone doostam dari


آزمایش :

emrooz sobh parastar oomad
kami az khone mra
kami az khone too ra
gereft va be azmayeshgah boord
anh chera enghadr khodeshan ra khaste mikonan?
magar nemidannd eshghe bozorg
hameye goroohhaye khoni ra az bein mibrad?

 

خداحافظ :

dar cheshmane man ajor michinand
divare khaneye too har rooz balatar miravad
"KHODAHAFEZ MAHBOOBE MAN"
to ra doobare nakhaham did
hala ke in sher ra migooyam
kargarha anja mashghole karand

 

بهانه :

bacheha bahaneand
gereftari bahane st
kar bahane ast
baraye bayane doost dashtan faghat chan sanie kafist
vaghte amadan vaghte khodahafezi
vaghte nahar  ,akhare shab
poshte vitrine yek maghaze
vghti mashghole tamashaye asemanim
chera digar soraghi az khodeman nemigirim?

 

اثبات عشق :


yek telefon dar rooz kafist
ta bavar konam
doostam dari ,beyadam hasti
yek negahe samimi dar shab kafist
ta bavar konam
mara mibini
har shab mehman darim ,nemiresi?
ghabol
sedayam kon
"sedaye to khob ast"
roozhaye tatil bcheha nemigozrand"?
khasteii?
ghabool
kami kenaram beman
ba man bash
ajale dari?
karet ziade"?
ghabol
khodahafezi kon
bi khabar naroo
mara bad seda nazan
man hamsare tooam
ye telefon dar rooz kafis
ye negahe samimi
ye jomle
ye salam ,ye khodahafezi
hamin.


نوشته شده توسط محسن در 16 |  لینک ثابت   • 

شنبه 22 مهر1385

خيال نكن

خيال نكن اگه بري يادم ميره اسم تو رو

خيال نكن اگه نياي باد ميبره ياد تورو

 ميذارمش عكس تو رو رو چشماي خاطره هام

ميخونم اين ترانه رو شايد كه من يادت بيام

 خيال نكن اگه بري ميرم سراغ هوسم

 بدون كه هرجا تو باشي من واسه تو دلواپسم

من هنوزم دوستت دارم

نوشته شده توسط محسن در 14 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 20 مهر1385

تقاص سکوت

 

چه سخت است دل كندن


چه سخت است فراموش كردن، بي خيال شدن، خود را به آن راه زدن


اين سختي، تقاص سکوت است

 

نوشته شده توسط محسن در 20 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 مهر1385

پس از تو

پس از تو رنگ گلها هم فریب است


پس از تو روزگارم بی فروغ است


که میگوید پس از تو زنده هستم


دروغ است هر که میگوید دروغ است


ای ستاره بی تو من تاریکم


بی تو من به انتها نزدیکم


ای ستاره بی تو من تاریکم


بی تو من به انتها نزدیکم


وای چه کردم من چه بود تقصیرم


که چنین بود بعد تو تقدیرم

 

نوشته شده توسط محسن در 18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 مهر1385

باز هم عشق

عشق یعنی
 
 
عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
نوشته شده توسط محسن در 10 |  لینک ثابت   • 

شنبه 15 مهر1385

ویرانی

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است ،

 ببین مرگ مرا در خویش، که مرگ من تماشایی است .

 مرا در اوج می خواهی تمـــاشا کن ، دروغـین بودم از دیروز، مرا امروز حاشا کن .

 در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حــال ما ، همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها .

 فقط اســمی بجا مانده از آنچه بـــودم و هســـتم ، دل من چون دفترم خالی قــلم خشکیده در دســتم .

 گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم ، به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم .

 رفیقان یک به یک رفتند مرا با خو د رها کردند ، همه خود درد من بودند گمـان کردند که همــدردند .

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند ، به سوی اوج ویرانی پـــل پرواز من بودند .

نوشته شده توسط محسن در 22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 12 مهر1385

خسته

اين كه به تو نمي رسم حرف تازه اي نيست مسير آمدن و رفتن تو را آنقدر آمدم و دست خالي برگشتم كه كفشهايم از التماس نگاهم شرمنده شدند

اين كه ديگر نمي آيي و من بيهوده اين لحظه هاي خسته ملول را انتظار ميكشم تا شايد فردايي بيايد كه تو دوباره برگردي چيز كمي نيست و تو هيچ گاه برنميگردي تا ببيني
 
اين كه هيچ كس نميداند من در انتهاي سكوت حنجره ام آوازهاي قديمي تو را به سوگ نشسته ام و لحجه دروغين نفرتم روي لحظه هاي خوش گذشته ام چنبر زده درد كمي نيست
 
خورشيد هيچ گاه در سرزمين يخبندان قلب تو طلوع نكرد نتابيد و درياچه قطبي چشمان تو را آب نكرد
 
هيچ پرنده اي روي شاخه هاي دلت ننشست نخواند و نپريد و من بيهوده در انتظار آخرين معجزه بودم و چه دير فهميدم.....؟
 
نوشته شده توسط محسن در 15 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 مهر1385

مراحل عشق

عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل
مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل
اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت
و تعهد است :

 1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو
مرحله تقسيم بندي ميگردد:

* مجذوب شدن فيزيكي: هنگامــي روي مــــي دهد كه
جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان
ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفي: هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.

همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.

2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
 
دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.

دلربايي خود خواهانه: هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.

دلربايي خالصانه:هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.

دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.

3- مرحله هوس(اشتياق مفرط)
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.

4- مرحله صميميت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.

5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر

جايگاه خود را بدانيد

 
نوشته شده توسط محسن در 13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 مهر1385

عشقت را ببخش

ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیکران پایین نیاور،زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.
اهداف و آرزوهایت رابا توجه به آنچه که دیگران،با اهمیت تصور می کنند؛تعیین نکن،زیرا فقط تو میدانی که چه چیزی برایت بهترین است.
با زندگی کردن در گذشته یا آینده،زیستن در زمان حالرا از دست نده.حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی،همه روزهای عمرت را زیسته ای.
هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.
هیچ چیز واقعا به پایان نمیرسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری.
از مواجه شدن با خطرات نترس؛زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چقدر باید شجاع باشی.
با گفتن اینکه؛یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.
سریع ترین راه دریافت عشق،بخشیدن آن به دیگران است.
سریع ترین راه از دست دادن آن،محکم نگاه داشتن آن است.
رویاهای خود را رها نکن.بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی اینکه که هیچ هدفی نداری.
زندگی یک مسابقه نیست،بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را بایدلمس کرد و چشید.
نوشته شده توسط محسن در 13 |  لینک ثابت   •