برای او که دوستش دارم
جمعه 25 خرداد1386
و چه سخت بود..
به نام آنكه دوستی را آفرید، عشق را ، رنگ را ...
به نام آنكه كلمه را آفرید. و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه میخواستم از او بگویم. سالهاست دچارش هستم.
و چه سخت بود بیدلی را ، ساختن خانه ای در دل. و این دل بینهایت، چه جای كوچكی بود برای دل بیتابش
نوشته شده توسط محسن
در 13 | لینک ثابت
•
جمعه 25 خرداد1386
باید امشب بروم...
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی که به اندازه ی تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم که در آن عشق به اندازه ی پر های صداقت زیباست.
نوشته شده توسط محسن
در 13 | لینک ثابت
•
جمعه 11 خرداد1386
کاش !
قلبم درد تنهايي نداشت
سينه ام هرگز پريشاني نداشت
کاش!
برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت
کاش!
مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت...
نوشته شده توسط محسن
در 16 | لینک ثابت
•
جمعه 11 خرداد1386
تک و تنها...
من یه کوچه تک و تنها بی عبورم
اگه نگذری همیشه سوت و کورم
من یه برگم
اگه باشی تو یه عابر یا یه آبادی
اگه باشی مسافر ....
نوشته شده توسط محسن
در 16 | لینک ثابت
•

