تبليغاتX
برای او که دوستش دارم

جمعه 30 آذر1386

هوالمحبوب ...

هوالمحبوب

 

در سرزمین قلبم ، خانه ای ساختم که پنجره هایش از دیدن تو سربی شدند ، همیشه خیال

 

تو در اتاقم راه می رود ردّ پای فکرم ، روی جاده های زندگی می ماند تو را بخاطر خودت

 

و تمام زیبایی هایت دوست دارم مدت هاست بغض سنگینی راه گلویم را بسته و خیال رفتن

 

هم ندارد نمی دانم شاید بخاطر تو باشد . . . .

 

مدت هاست چشم هایم میل باریدن دارند ، اما آفتاب نگاه تو مانع گریستن ابر درونم

  

می شود مدت هاست دلم همچون ذره ای شد که گاهی خودم هم آن را گم می کنم مدت

 

هاست بخاطر تو نفس می کشم .

 

نوشته شده توسط محسن در 10 |  لینک ثابت   • 

جمعه 30 آذر1386

تقدیم به بهترینم...

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون


تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه


ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم


من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم


امشب از اون شبهاست که من، دوباره دیوونه بشم


تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم


امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواد داد بزنم


تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم


از این همه دربه دری تو قلب من قیامته


چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته


از این همه در به دری به لب رسیده جون من


به داد من نمیرسه خدای آسمون من

 

نوشته شده توسط محسن در 9 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 28 آذر1386

دلم می گیرد....

گاه و بیگاه

دلم می گیرد

وای  از این فاصله

کین سان شب و روز

رنگ هر خنده زمن می گیرد .

نوشته شده توسط محسن در 17 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 15 آذر1386

روزی که ...

روزی که مرا بر گل رویت نظــــــر افتاد
احساس نمودم که دلم در خطر افتاد


تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت
زیبایی گلهای بهار از نــــظر افـــــتاد

می خواستم از چشم تو محفوظ بمانم
کز برق نگاه تو به جانــــم شــــرر افتاد

گفتم نشـــــود راز دلـــــم فـاش ولیکن
دل خون شد و از پرده چشمم بدر افتاد

هر کس که شراب از خم چشمان تو نوشید
مخمور نگــاه تــــو شــــد و بی خــــبر افتاد

گـــنجینه اســـــرار ازل بود دل مـــن
امروز اگر پیش تو بی سیم و زر افتاد

خسرو به هوای لب شیرین تو بر خاست
برخاست ولی مثل مگس در شـکر افتاد

نوشته شده توسط محسن در 16 |  لینک ثابت   •