برای او که دوستش دارم
پنجشنبه 2 آبان1387
سرنوشتم را به یاد آور...
باران این چنین دل مرا بردی ! باران دم به دم مرا تو آزردی ! باران
سرنوشتم را به یاد آور ! باران سرگذشتم را مكن باور ! من غریبی قصه پردازم !
چون غریقی غرق در رازم ! گم شدم در غربت دریا ! بی نشان و بی هم آوازم !
باز هم آمدی تو بر سر راهم ! آی عشق می كنی دوباره گمراهم !
دیریست قلب من از عاشقی سیر است ! خسته از صدای زنجیر است !
خسته از صدای زنجیر است !
باران ....
نوشته شده توسط محسن
در 13 | لینک ثابت
•
